به وب سایت كانون فرهنگی مسجد صادقیه نیاسر خوش آمدید. از وب سایت های مركز هیئت حضرت ابوالفضل (ع)نیاسر(نخل بیدكاب)- شهیدان نیاسر ودفاع مقدس- نیاسر امروز (نیاسران)دیدن نمائید كانون فرهنگی مسجد صادقیه نـیـاســــــر - ولادت با سعادت حضرت امام محمّد تقى جوادالائمه (ع ) مبارکباد

کاشان-نیاسرمحله شهید هاشمی نژاد(سركوجه)- تاسیس 1320

بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
ولادت با سعادت حضرت امام محمّد تقى جوادالائمه (ع ) مبارکباد
نظرات |

ویژگیهاى زندگى امام جواد (ع )

امـام جـواد (عـلیـه السلام ) پس از پدر، به مقام امامت رسید، امام جواد (علیه السلام ) در دهم

رجب سال 195 هجری قمری(برخی هم گفته اند در ماه رمـضان سال 195 هجرى) در مدینه ،

چشم به جهان گشود و در ماه ذیقعده (آخر ماه ) سال 220 هجرى در سن 25 سالگى به شهادت

رسید .

مـدّت خـلافـت آن بـزرگـوار بـه جـاى پـدرش و مـدّت امـامـتـش بـعـد از پـدرش ، هـفـده سال بود.

مادرش اُمّ ولد بود و ((سبیكه )) نام داشت و از اهالى ((نوبه )) بود.

نمونه هایى از دلایل امامت امام جواد (ع )

روایـات بسیارى بیانگر تصریح یا اشاره امام رضا (علیه السلام ) بر امامت فرزندش امـام جـواد

(عـلیـه السـلام ) اسـت از جـمـله راویـان بـزرگـى كـه بـه نقل اینگونه روایات پرداخته اند عبارتند از:

1 ـ على بن جعفر (فرزند امام صادق (علیه السلام ) و) عموى حضرت رضا( علیه السلام ) .

2 ـ صفوان بن یحیى .

3 ـ معمّر بن خلاّد.

4 ـ حسن بن جهم .

و جماعت دیگرى كه به خاطر رعایت اختصار، از ذكر آنان خوددارى شد، اینك به چند نمونه از این

روایات توجّه كنید:

1 ـ ((على بن جعفر)) در ضمن گفتارى به حسن بن حسین بن على بن حسین فرمود:

((خـداونـد حـضرت رضا (علیه السلام ) را در آن هنگام كه برادرها و عموهایش به او ستم كـردنـد،

یـارى فـرمـود)) و پس از ذكر مطالبى ، على بن جعفر مى گوید: من برخاستم و دست ابوجعفر

محمد بن على (یعنى امام جواد (علیه السلام ) ) را گرفتم و گفتم :

((گـواهـى مـى دهـم كـه تـو در پیشگاه خدا، امام هستى )). امام رضا (علیه السلام ) گریه كـرد و

سـپـس (بـه مـن ) فـرمـود: اى عـمـو! آیـا از پـدرم نـشـنـیـدى كـه مـى فـرمـود: رسول خدا (صلّى

اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:

((بـِاءَبـِى ابـْنُ خـِیـَرَةِ الاِْمـاءِ النَّوْبـِیَّة ...؛ پـدرم بـه فـداى پـسـر بـهـتـرین كنیزان از اهـل نـوبـه . پـاك

سـرشـتى از فرزندان او (حضرت قائم ) است ؛ آواره (بـیـابـانـهـا) و طـالب خـون پـدر و جـدّش ،

پـنـهـان شده از نظرها (كه مدّت غیبتش آن قدر طـولانـى اسـت ) كـه در مـورد او گـفـتـه مى شود

از دنیا رفته ، یا هلاك شده ؟ یا به كدام بیابان و درّه اى رفته و ناپدید شده است )).

گفتم : فدایت گردم ! راست مى گویى .

2 ـ ((صـفـوان بـن یـحـیـى )) مـى گوید: به حضرت رضا (علیه السلام ) عرض  كردم : قـبـل از آنـكـه

خـداونـد ابـوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) را به شما ببخشد، از تو مى پـرسـیـدم (كـه امـام

بـعـد از شـما كیست ؟)؛ در پاسخ مى فرمودى :(((اگر) خداوند به من پـسـرى عـطـا كـنـد (او امـام

شـمـاسـت )))، ایـنك خداوند آن پسر را به شما عنایت فرموده و چشمهاى ما را به وجود او روشن

فرموده است ، خدا آن روز را نیاورد كه ما با جاى خالى تو مـواجـه شـویـم و اگـر چنین روزى (یعنى

درگذشت شما) پیش  آمد، ما به چه كسى مراجعه كنیم ؟ (و او را امام خود قرار دهیم ؟).

حضرت رضا (علیه السلام ) با دست اشاره به ابوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) كرد كه در آن

هنگام پیش رویش ایستاده بود.

عـرض كـردم :((فـدایـت شـوم ! ایـن پـسـر، كـودكـى اسـت كـه سـه سال دارد؟!)).

فـرمـود:((سـنّ كـم او بـه امـامـت او آسیب نمى رساند، عیسى (علیه السلام ) قیام به حجّت

(پیامبرى ) كرد با اینكه كمتر از سه سال داشت )).

3 ـ ((مـعمّر بن خلاّد)) مى گوید: در محضر حضرت رضا (علیه السلام ) بودم ، سخنى از آن حضرت

(در راستاى امامت ) شنیدم ، آنگاه فرمود:((شما چه نیازى (به امام ) دارید (و چه كـمـبـودى

احـسـاس  مـى كنید؟) این ابوجعفر (اشاره به امام جواد) است كه او را جانشین خودم كردم و

مقام خود را به او سپردم ، ما از خاندانى هستیم كه كودكانمان (خصایص امامت ) را از بـزرگـانـمـان

، ارث مـى بـرنـد، هـمـچـون یكدیگر (یعنى همانگونه كه بزرگسالانمان خصایص امامت را ارث مى

بردند) بدون هیچ گونه تفاوت )).

4 ـ ((حسن بن جهم )) مى گوید: در محضر امام رضا (علیه السلام ) نشسته بودم ، پسرش

ابوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) را خواست او كودك بود آمد، امام رضا (علیه السلام ) او را در

كـنـار من نشانید و به من فرمود:((پیراهن او را بیرون بیاور))، من پیراهن (حضرت جـواد را) از تـنش

بیرون آوردم ، امام رضا (علیه السلام ) فرمود: با دقت بین دو شانه او (جواد (علیه السلام ) ) را

ببین ، من نگاه كردم ، ناگهان چشمم به چیزى شبیه مهر در یكى از شـانه هایش افتاد كه آن در

گوشت فرو رفته بود. آنگاه حضرت رضا (علیه السلام ) فرمود:((این مهر را مى بینى ؟ نظیر همین ،

در شانه پدرم وجود داشت )).

یك نمونه دیگر

(قـبـلاً بـایـد تـوجـّه داشـت كـه مـاءمـون عـبـّاسـى ، شـیـفـتـه جـمـال و كـمـال امـام جـواد (عـلیـه

السـلام ) شـد و دخـتـرش اُمـّ الفـضـل را بـه هـمـسـرى او درآورد و بـعـد، آن حـضـرت را بـا احـتـرام

، هـمـراه اُمـّالفـضـل ، از بـغـداد بـه سـوى مـدیـنـه روانـه كـرد) بـسـیـارى از مـورّخـیـن نقل كرده اند:

وقـتى كه امام جواد (علیه السلام ) همراه اُمّالفضل دختر ماءمون (كه همسرش بود) از بغداد به

سوى مدینه حركت كردند، در مسیر خود به خیابان ((باب الكوفه )) رسیدند و همراه آن حـضـرت ،

جـمـعـیـّتـى بـودنـد كـه او را بـدرقـه مـى كـردنـد، هـنگام غروب آفتاب به ((دارالمسیّب )) رسید، در

آنجا فرود آمد و براى نماز به مسجد رفت ، در صحن مسجد، درخت سـدرى بود كه هنوز میوه نداده

بود، ظرف آب طلبید و در كنار آن درخت وضو گرفت (كه آب وضویش به پاى درخت مى ریخت ) و بعد

برخاست و نماز مغرب را با مردم خواند و در ركعت اوّل بعد از حمد، سوره ((نصر)) را خواند و در

ركعت دوّم بعد از حمد، سوره ((توحید)) را خواند، سپس قنوت بجا آورد و نماز را به آخر رساند، بعد

از نماز اندكى نشست و ذكر خدا گفت و سپس بى آنكه تعقیب نماز را بخواند برخاست و چهار

ركعت نماز نافله مغرب را خـوانـد و سـپـس دو سـجـده شكر بجا آورد، سپس از مسجد بیرون آمد،

وقتى كه به آن درخت سـدر رسـید\ ، مردم دیدند آن درخت داراى میوه هاى زیبا شده و از این

كرامت تعجّب كردند و از آن میوه ها خوردند و دیدند شیرین و بدون هسته است .

آنگاه با امام جواد (علیه السلام ) خداحافظى كردند، آن حضرت همان وقت به سوى مدینه رفـت و

هـمـچـنان در مدینه ماند تا آن هنگام كه معتصم (هشتمین خلیفه عبّاسى ) پس از ماءمون روى

كـار آمـد و آن حـضـرت را در آغـاز سـال 220 هـجـرى بـه سوى بغداد فراخواند و آن بـزرگـوار نـاگـزیـر

بـه بـغـداد آمـد و در آنـجـا بـود تـا در آخـر مـاه ذیـقـعـده هـمـان سـال 220 از دنـیـا رفـت و بـدن

مـطـهـّرش را در پشت سر جدّش امام موسى بن جعفر( علیه السلام ) (در قبرستان قریش واقع در

كاظمین نزدیك بغداد) به خاك سپردند.




نویسنده : کانون فرهنگی مسجد
تاریخ : 1397/01/7
زمان : 01:31
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

تاریخ روز حدیث موضوعی سوره قرآن آیه قرآن مهدویت امام زمان (عج)
آیه قرآن
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • دریافت کد رتبه جهانی سایت و وبلاگ